اصول مهندسی ترافیک

استاد:

مهندس رضا زکی پور

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ترافيك

ترابري: بررسي وسائل نقليه اعم از شهري، عمومي وسائل نقليه شخصي عبارتند از وسائل نقليه شهري.

ترافيك بر ميناي مفهوم سفر پايه ريزي مي شود.

سفر: عبارت است از جابه جايي يك شخص از مبدأ به سمت مقصد مشخص توسط وسيله نقليه را گويند. در اين مطالعات افراد كوچكتر از 5 سال و دوچرخه سوارها محسوب نمي شود.

علل افزايش اهميت ترافيك: 1- رشد جمعيت 2- تحولات فرهنگي 3- اوضاع اجتماعي و اقتصادي 4- چگونگي بهره وري از زمين.

هر چه رشد جمعيت بيشتر باشد بار ترافيك بيشتر است.

چگونگي بهره وري از زمين مربوطه به كاربري هاي اراضي شهري مي باشد طبيعتاً مناطقي كه داراي كاربري تجار هستند از بار ترافيك  بيشتر برخوردارند.

مراحل انجام مطالعات ترافيكي:

 گام اول: عبارت است از جمع آوري و بررسي آمارهاي گرفته شده از ناحيه مطالعاتي كه شامل آمار جمعيت وسايل نقليه، تعداد سفر و امكانات مي باشد.

گام دوم: مدل سازي بر اساس آمار و اطلاعات بدست آمده.

گام سوم: استفاده از مدل هاي ساخته شده براي پيشگيري وضعيت ترافيكي در آينده.

گام چهارم: انتخاب سيستم مناسب مثلاً پل، روگذر- براي انجام

آمارگيري نياز به مقدماتي مي باشد:

1 – گام اول: انتخاب ناحيه مطالعاتي مي باشد كه اين ناحيه توسط يك خط فرضي بر روي نقشه بنام مرز ناحيه مطالعاتي مشخص مي شود. براي سادگي جمع آوري آمار و اطلاعات ترافيكي ناحيه مطالعاتي به بخش هاي زير تقسيم مي شود.

ناحيه مطالعاتي: 1 – حوزه هاي داخلي 2- حوزه خارجي 3 – شبكه ترابري.

حوزه داخلي: آن منطقه اي از ناحيه مطالعاتي مي باشد كه بار ترافيكي زيادي را دارا مي باشد و يا در واقع در نزديكي مركز ترافيكي ناحيه مطالعاتي قرار دارد.

حوزه هاي خارجي:1- مياني 2- دورتر از مياني

حوزه هاي داخلي نسبت به حوزه هاي خارجي داراي وسعت كمتري مي باشند به اين دليل كه دقت آمارگيري بالاتر رود .

شبكه ترابري: بدليل اينكه تمام جاده ها و مسيرها را نمي توان با دقت بالايي در يك بررسي آماري مورد مطالعه قرار داد به همين دليل تقاطعي مانند تقاطع ها، مكانهايي از مسير جاده كه عرض تغيير مي كند و يا سرعت به طور ناگهاني تغيير مي كند را به يكديگر وصل مي كند تا شبكه ترابري مشخص گردد.

                                                 شبكه ترابري

 

 

 

آمار گيري

انواع آمار گيري:

1- آمارگيري در منازل يا مراجعه حضوري به درب منازل و پر كردن پرسشنامه افراد خانواده اين نوع آمارگيري انجام مي گيرد . در اين پرسش نامه تعداد افراد خانواده، ميزان درآمد، دسترسي به وسايل نقليه شخصي و تعداد سفرهاي شخصي در طول روز آمده است.

2 آمارگيري در جاده ها: اين آمار گيري توسط اشخاص در پليس راه ها و ايستگاههاي مسير انجام مي شود. سوالاتي تنظيم مبدأ، مقصد، توقف گاه بعدي، هدف از سفر و نظاير آن پرسش مي شود.

3- آمارگيري استخدامي: هدف از اين نوع آمارگيري شخصي كردن مراكز كار، مؤسسات، شركت ها و يا كارخانه ها مي باشد. نوع فعاليت ، ميزان بهرهوري از زمين، تعددكارگران و كارمندان ، تعداد وسايل نقليه بزرگ اعم از اتوبوس و كاميون پرسش مي شود.

4- آمارگيري از وسايل ترابري تجاري: مبدأ، مقصد، نوع كالا و توقف گاه بعدي پرسش مي شود.

5- ـمارگيري از وسايل ترابري عمومي: شامل اتوبوس ، مترو و شبكه هاي ريلي و موارد نظير مي باشد. نحوه امارگيري ارائه پرسشنامه اي در داخل وسايل نقليه توسط آمار گير مي باشد.

6- آمارگيري از جزييات شبكه ترافيك: منظور امارگيري از وسائل و امكانات موجود شبكه شهري كه سبب توليد و تسهيل سفر مي شود مي باشد. مثل وسائل نقليه عمومي، پل ها، تونلها، جاده ها.

7 آمارگيري از توقف گاه ها و پاركينگها: منظور مشخص كردن تعداد و مكانهاي پاركينگها و توقف گاه هاي موجود در ناحيه مطالعاتي مي باشد. طبيعي است كه با افزايش اين فضاها خانواده ها ترغيب به آوردن وسائل نقليه شخصي مي شوند.

حجم ترافيك : به تعداد وسيله نقليه كه در مدت زمان معين از محل مشخصي در جاده مي گذرند را حجم ترافيك گويند تردد ترافيك به تعداد وسيله نقليه كه از مقصد مشخصي از مسير در مدت يك ساعت عبور مي كنند.

كاربردهاي حجم ترافيك:

 1 - تعيين اهميت جاده ها نسبت به يكديگر

2 – تصميم گيري در مورد اولويت تعريفي و تغيير جاده ها هر چه حجم ترافيك بيشتر باشد آن مسير داراي اولويت است.

 3 – در ايجاد جاده هاي جديد، چنانچه حجم ترافيك در مسيري بيش از استاندارد باشد براي كاهش حجم ترافيك اقدام به احداث مسير جديدي نما يند.

 4 – تعيين تغييرات تردد در زمانهاي مختلف. در محلهايي تقاطع براي مشخص كردن فعاليت چراغ هاي راهنمايي.

 5- تعيين نحوه توزيع ترافيك در شبكه

 6 – ميزان افزايش يا كاهش تمايل رانندگان به استفاده از جاده ها يا مسيرهاي مورد مطالعه

 7 – تعيين ظرفيت جاده ها و تقاطع ها

 8 – مطالعه آزاد ترافيك بر محيط زيست

 9 – تعيين نوع و  تعيين نوع وسايل كنترل ترافيك

حجم ترافيك ساعت طرح: عبارت است از حجم ترافيكي كه بيشترين مقدار در يك ساعت را دارا مي باشد. چنانچه طراحي ترافيك بر مبناي اين ساعت انجام شود طبيعتاً در باقي ساعات نيز جوابگو خواهد بود.

متوسط حجم ترافيك روزانه: عبارت است از مجموع حجم ترافيك يك سال تقسيم بر 365 گردد طبقه بندي طرح و توسعه راه هاي جديد مورد استفاده قرار مي گيرد.

مدت زمان اندازه گيري حجم ترافيك:

1 يك ساعت.  2-12 ساعت (از 8 صبح تا 8 شب) 3 – 16 ساعت (6 بعداز ظهر تا 10 صبح) 4 – 24 ساعت

روشهاي اندازه گيري حجم ترافيك: 1- روش ساده 2 – روش دستگاه شمارش گر 3 – اتومبيل ناظر.

1 - روش شمارش شخصي بدون دستگاه : از اين روش تعداد وسائل نقليه و نوع آنها بدون دستگاه و توسط يك شخص صورت مي گيرد در محل هايي مي توان از اين روش استفاده كرد كه حجم ترافيك پايين و اهميت پروژه كم است.

2 روش دستگاه شمارشگر: در دستگاه شمارش گر از دو قسمت شاخص و ضابط تشكيل مي شود كه خود آنها انواع مختلفي دارند. در مواردي كه از دستگاه شمارش گر استفاده مي شود  بخشي از شمارش با دست يا توسط شخص صورت مي گيرد. اين كار جهت حصول اطمينان اين كار دستگاه صورت مي گيرد.

 

انواع شاخص ها:

 1 شاخص هواي فشرده: اين دستگاه از يك لوله لاستيكي به قطر 12mm و ضخامت 3mm كه پر از هواي فشرده است تشكيل مي شود. عبور چرخهاي وسيله نقليه از روي لوله پلاستيكي باعث ايجاد ضربه اي در آن مي شود. كه در اثر اين ضريب در موجي پديد مي آيد در دو امتداد مخالف هم حركت مي كنند. موجي كه به سمت آزاد لوله حركت مي كند. باعث تخليه هوا از روزنه موجود در آن محل مي شود كه به اين ترتيب موج خنثي مي شود.

و موجي كه در خلاف جهت و به سمت ثابت در حركت است باعث جابه جايي ديافراگم(صفحه ضابط) مي شود كه به اين ترتيب دستگاه يك شماره مي اندازد. در پايان تعداد شمارش بخش بر دو مي شود.

نوع دوم: شاخص هيدروليكي: اين شاخص شبيه شاخص بادي شاخص هواي فشرده است با اين تفاوت كه در آن بجاي هوا مايع وجود دارد.

4 شاخص مغناطيس: اين دستگاه از يك سيم پيچ تشكيل مي شود كه در اثر عبور جريان برق در اطراف آن ميدان مغناطيس ايجاد مي شود. كه با هز بار عبور چرخهاي وسيله نقليه سرعت:

5 شاخص چشم الكتريكي: اين دستگاه اشعه نوراني(ليزر) از خود ساطع مي نمايد كه در اثر عبور وسيله نقليه اين اشعه قطع مي شود كه ضابط يك شماره  مي اندازد.

روش اتومبيل ناظر: در اين روش اتومبيلي بين دو نقطه از جاده اي به دفعات لازم(10 تا 12 مرتبه) به صورت رفت و برگشت طي مي كند. ناظران اتومبيل در هر بار طي اين مسافت موارد زير را شمارش مي نمائيد.

1 – تعداد وسايل نقليه كه از اتومبيل ناظر سبقت مي گيرند. 2- تعداد وسايل نقليه كه اتومبيل ناظر از آنها سبقت مي گيرد. 3 – زمان سفر اتومبيل كه اتومبيل ناظر در هر دور وسايل نظير كه در جمعيت حركت و خلاف جمعيت حركت در گذرند. در نهايت تعداد وسايل نقليه در دقيقه از رابطه زير بدست مي آيد.

 = تعداد وسائي نقليه معين در دقيقه

X= ميانگين وسائل نقليه زماني كه در جمعيت عكس حركت مي كند.

Y= تعداد وسائل نقليه كه از اتومبيل ناظر سبقت مي گيرد منها تعداد وسيله نقليه اي ناظر از آنها سبقت مي گيرد.

Ta= زمان سفر اتومبيل ناظر در جمعيت جريان مورد نظر حسب دقيقه مي باشد.

Tw= زمان حركت اتومبيل ناظر در جمعيت عكس جريان ترافيك مي باشد.

مثال :در جاده اي حجم ترافيك بين دو نقطه معين روش اتومبيل ناظر صورت مي گيرد ميانگين تعداد وسائل نقليه اي كه توسط ناظر شمارش مي شود 1150 اتومبيل مي باشد در اين مسير تعداد 40 اتومبيل سبقت گرفته است زمان ميانگين حركت اتومبيل ناظر در جهت جريان 50 دقيقه و در جهت عكس 45 ئقيقه است تعداد مسيله نقليه موجود در مسير را محاسبه كنيد.

    در دقيقه←4/12

نقشه تردد: براي نشان دادن آمار بدست آمده طبيعتاً روشهاي مختلفي وجود دارد. يكي از ساده ترين روش ها روش نقشه تردد مي باشد . اين روش بر روي نقشه راه هاي محل مورد مطالعه اجرا مي شود روش كار به اين ترتيب است كه مسيرهايي كه تردد بيشتر دارند. با ضخامت بيشتري بر روي نقشه پياده مي شود.

سرعت: علت اهميت سرعت در برسي ترافيك شخصي كردن محل هاي مناسب جهت نصب علائم راهنمايي و رانندگي تعيين حداكثر سرعت در مسيرها و مشخص نمودن سرعت مبنا براي طرح هندسي جاده ها مي باشد.

سرعت لحظه اي: در واقع سرعت حركت وسيله نقليه در مقطع مشخص در جاده مي باشد.                                              

                                                               v←

                                                                          سرعت لحظه اي

وسائل اندازه گيري سرعت هاي لحظه اي:

1 – انوسكوپ   2-  سرعت سنج راداري 3 – پروژكتور زماني

1- انوسكوپ: اين وسيله از جعبه اي تشكيل مي شود كه دورن آن آينه اي تخت كه با زاويه 45 درجه نسبت به جاده ها قرار گرفته است وجود دارد دو نقطه معين از مسير جاده انتخاب مي شود و دو انسكوپ در آن محل ها قرار مي گيرد. ناظرين اين دو دستگاه قرار گرفته و زماني كه اتومبيل را در آينه دوم مي بيند مونومتر را ثابت مي كند بدين وسيله زمان طي اين مسافت مشخص مي شود و در انتها با استفاده از رابطه زير سرعت لحظه اي بدست مي آيد.

V=                                                        

L= پايه باي                           t= زمان

2 سرعت سنج راداري: اين وسيله در مقطعي از جاده كه سرعت لحظه اي در آن مورد مطالعه مي باشد قرار داده مي شود. دستگاه از خود امواج الكترو مغناطيس ساطع مي كند. اين امواج در برخورد با اتومبيل هاي در حال حركت دچار تغييراتي مي شود دستگاه با بررسي طول موج برگشتن سرعت اتومبيل را مشخص مي كند. مي توان به اين دستگاه ابزاري اضافه نمود تا سرعت هاي لحظه اي به شكل نموداري بر روي صفحه مانيتور و يا صفحه كاغذ ترسيم شود.

ايراد اين وسيله عدم تشخيص اتومبيل ها در مسيرهاي رفت و برگشت مي باشد كه به آن رفع اين مشكل بايد محل هايي از جاده تعيين شوند كه تنها يك خط لاين( خط حركت) در مقابل دستگاه وجود داشته باشد.

پروژكتور زماني: در اين روش از يك دوربين عكس برداري كه مسافت معين از جاده كه علامت گذاراي هم شده است قرار مي گيرد. اين روش دوربين در فواصل زماني ثابت و معين از مسير عكس برداري مي نمايد عكس هاي بدست آمده بدين طريق توسط پروژكتور زماني نشان داده مي شود. اين وسيله عكس ها را با همان سرعتي كه عكس برداري شده نشان مي دهد. با مشخص بودن فاصله دو نقطه و مدت زمان حركت وسيله نقليه لحظه اي بدست مي آيد.

1

2

3

4

5

6

7

8

9

طبق سرعت km/h

x

فراواني x

درصد فراواني

درصد جمع فراواني

f.x

Dx انحراف از ميانگين

Fd1

Fcl2

30≤v≤40

35

3

1/6

1/6

105

-4

-12

48

40≤v≤50

45

6

3/2

4/8

270

-3

-18

54

50≤v≤60

55

24

12/8

17/6

1320

-2

-48

96

60≤v≤70

65

60

32/1

49/7

3500

-1

-60

160

70≤v≤80

75

47

25/2

74/9

3925

0

0

0

80≤v≤90

85

25

13/4

88/3

2125

1

25

25

90≤v≤100

95

12

6/4

94/7

1140

2

24

48

100≤v≤110

105

6

3/2

97/9

630

3

18

54

110≤v≤120

115

3

1/6

99/5

43

4

12

48

120≤v≤130

125

1

0/5

100

125

5

5

25

جمع

 

187

100

 

13485

 

-54

458

 

 

4t

 

 

4fx

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سرعت هاي لحظه اي در مسير جاده اي مطابق جدول فوق است:

 ستون اول فرجه طبقات در واقع سرعت ها در بازه هاي مساوي تقسيم مي شوند هر چه اين بازه ها كوچكتر و تعداد آنها بيشتر باشد دقت عمليات بيشتر است.

ستون دوم ميانگين سرعت فرجه طبقات نوشته مي شود.

ستون سوم: عبارت از فراواني يا بسامد كه در واقع تعداد وسيله نقليه مشاهده شده در فرجه طبقات مي باشد.

4 – درصد فراواني 5- درصد تجمعي فراواني 6- حاصلضرب ستونهاي 2 در 3 ستون 7

انحراف از ميانگين: با توجه به شرايط جاده( داخل شهري يا خارج شهري) عرض و ساير موارد تعيين مي شود در واقع مهندس ترافيك حدس مي  زند كه در چه فرجه اي بيشترين فراواني وجود دارد يا ميانگين سرعت هاي لحظه اي در مسير در كدام فرجه قرار مي گيرد كه در نهايت انحراف از ميانگين آن فرجه متغير و ساير طبقات به صورت منفي و مثبت مطابق جدول نشان داده مي شود. مزيت اين كار در اين است كه حجم عمليات بسيار كمتر مي شود.

ميانگين سرعت هاي لحظه اي:

كه در اين مسئله    kw/s    

 =

=C                                  انحراف معيار

C=فرجه طبقات              SD= انحراف معيار

كه در اين مثال:

SD= 10 ×    =15/4 Km/h                               

=                             واريانس جاده

هرچه واريانس بيشتر شود دامنه تغييرات سرعت لحظه اي بيشتر است

جاده شماره (2) ← واريانس %3/21 دامنه تغييرات لحظه اي جاده شماره(2) بيشتر از جاده شماره يك است.

هر چه واريانس كمتر باشد احتمال وقوع تصادف بيشتر است. زيرا اتومبيل ها با سرعت بيشتر حركت مي كنند. در اين مثال

منحني فراواني: عبارت است از نموداري كه بر اساس ستونهاي يك و 4 جدول ترسيم مي شود.

                                                                                             

                                                                        30

 


                                                                         20

 


                                                                        10  ← ستون 4

 


    120     100      80       60          40        20          ← ستون يك

 

با اتصال وسط هاي ضلع بالايي نمودار منحني فراوان قريم مي شود

به كمك اين منحني سرعتي كه داراي بيشترين فراواني مي باشد مشخص مي شود كه در اين مثال 681km/s

فراواني حداكثر در وجه 60≤v≤70 وجود دارد.

منحني فراواني تجمعي: بر اساس مقادير ستونهاي يك و 5 ترسيم مي شود. به كمك اين منحني مي توان تعداد اتومبيل هايي كه از سرعت منحني بيشتر و يا كمتر حركت مي كنند را معين كرد.

 

 

 

 

 


                                120        80            40

 

98% :براي تعيين سرعت طرح هندسي راه مورد استفاده قرار مي گيرد.

85%: براي مشخص كردن سرعت حداكثر در مسير استفاده مي شود.

15%: براي تعيين سرعتي كه پايين تر از اين سرعت سبب اختلال در ترافيك مي شود.

سرعت سفر: سرعت وسيله نقليه بين دو نقطه ابتدا و انتهاي سفر با در نظر گرفتن زمانهاي توقف.

سرعت حركت: سرعت وسيله نقليه بين دو نقطه بدون در نظر گرفتن زمانهاي توقف.

                                                                                      تهران

                         =km/h

                                                                                    چالوس

                                                          3 ساعت مفيد حركت

منطقه توريست: ميزان جذب توريست،* خنگي سفر.

هر چه اختلاف سفر و سرعت حركت بيشتر باشد← اگر منطقه توريستي باشد مي گويند توريست بيشتر است.

هدف از بررسي اين دو سرعت ممكن است متفاوت باشد مثلاً در مناطق توريستي هر چه اختلاف اين دو سرعت بيشتر  باشد معياري براي جذب بيشتر توريست فرض مي شود و يا در مناطقي مانند آزاد راه ها و يا بزرگ راه ها هر چه اين فاصله بيشتر باشد ملاكي است براي خنگي بيشتر راننده در طول سفر كه بدليل خنگي در سفر توقف مي نمايند.

تأخير تراكم: عبارت است از تاأخيري كه به دليل افزايش تعداد وسايل نقليه نيست به ظرفيت تقاطع ها و يا مسيرهاي منتهي به آنها بوجود مي آيد كه به دو شكل محاسبه مي شود:

1 – تأخير تراكم در مناطق شهري 2 – تأخير در خارج از شهر

1 ) در مناطق شهري

                                                                                    سرعت مجاز  V و طول مسير  نياز است

                                                                      تأخير تراكم= زمان حركت آزاد- متوسط زمان حركت

                                                         در ساعت طرح← بيشترين ترافيك 8-7 صبح  ، 12-13 ظهر

2) در خارج شهر

                                                              تأخير تراكم= زمان حركت – متوسط زمان حركت

                                                        در حالت غير تراكم                  آمارگيري از طريق سرعت سفر

                                                              ميانگين سرعت هاي لحظه اي

                                                              در مقاطعي با حداقل تراكم

مثال: در طول جاده اي به مسافت 480 متر پارامترهاي زير اندازه گيري و محاسبه شده اند.

1 – متوسط زمان حركت در ساعت طرح 72/6S ثانيه

2 – متوسط زمان سفر در ساعت طرح 135/S

3 – سرعت مجاز 50km/h

4 – متوسط سرعت هاي لحظه اي در مقطعي با حداقل تراكم 33/5km/h

تأخير تراكم بر حسب درصد از زمان سفر را بدست آوريد.( يكبار در مناطق شهري و بار ديگر در خارج شهر)

الف : در داخل شهر:

72/6-34/56=38/04                                                                                                ،الف                                    

                                      =34/56S                            ×      زمان حركت در حالت آزاد                                                                    تأثير تراكم بر حسب درصد از زمان صفر

ب) در خارج شهر                                     

 

                                       × =51/58 S                           = زمان حركت در حالت غير تراكم

                                                                                ميانگين سرعت هاي اضطراري

                      = 72/6-51/58=21/02                                                                    تأخير تراكم   

 ×100=15/57%                                                                                                              

فاصله عبور: عبارت است از فاصله زماني و يا مكاني دو وسيله نقليه متوالي از جمله مهم در بررسي وضعيت ترافيك بشمار مي آيد. زماني كه ترافيك سبك باشد.

                                                               فاصله عبور(خيلي زياد . 0)

                                                                                        ترافيك سبك

 


                                                       ترافيك سنگين: فاصله عبور بسيار كم و به ندرت صفر مي شود.

 

فاصله عبور در حالت ترافيك سبك باشد فاصله عبور دربارة 0 تا خيلي زياد ممكن است متغير باشد ولي در زماني كه ترافيك سنگين باشد فاصله عبور بسيار كم و بندرت صفر مي شود.

ترافيك سبك

احتمال ورود وسيله نقليه به محدوده مطالعاتي

                                           =P(n)=    احتمال ورود N وسيلع نقليه درباره زماني مشخصي

                                                                                                                  =  تردد

فاصله ترمز: فاصله اي كه هر وسيله نقليه از زمان ترمز تا توقف كامل طي مي كند. اين فاصله مي تواند با اندازه گيري خط ترمز نيز بدست مي آيد.

LP=           

V2= سرعت وسيله نقليه

2f.g= ضريب اصطحكاك لاستيك و جاده

LS=  +PV                    

 

PV= زمان عكس العمل راننده

فاصله توقف: عبارت است از فاصله اي كه يك وسيله نقليه از زمان مشاهده مانع تا توقف كامل طي مي كند.

فاصله عبور مكاني(فاصله دو وسيله نقليه متوالي

LP=L+PV+

L= طول وسيله نقليه جلويي

P= زمان عكس العمل راننده

وسيله نقليه اي با زمان عكس العمل راننده 3S و سرعت 80km/h و ضريب اصطحكاك 1/0 در مسيري به طول 5km در حركت ايت. طول وسيله نقليه جلويي زا 3m در نظر بگيريد فاصله ترمز فاصله فاصله توقف و فاصله عبور مكاني را بدست آوريد.

V=22/22m/s

LP=  =    =                         فاصله ترمز

LS= ×PV=  =                فاصله توقف

LP= L+PV+   =               متر

3+3(22/2)+ =    فاصله عبوري مكاني

چگالي ترافيك: عبارت است از تعداد وسيله نقليه در طول و اصل از مسير

D=                                     

 

N= تعداد وسيله

L= 1 واحد طول

                                                         

 


                                              L

 =                   تردد

N=                    

Ti= زمان سفر وسيله نقليه i

D=   ×  =                                                      

=                                           

= تردد

VS= متوسط سرعت

مثال: در جاده اي ميانگين سرعت هاي وسيله نقليه 70km/h است دربازه اي به طول 50m تعداد 30 اتومبيل شمارش شد تردد وسايل نقليه در مسير را بدست آوريد.

D=                

D =                  

روابط چگالي سرعت و تردد

رابطه بين چگالي و سرعت(1).

 =  S =  –( )D=  D=                                   سرعت متوسط

 رابطه بين تردد و چگالي(2)    

         

vf= سرعت در حالت آزاد غير متراكم

DJ= چگالي حداكثر( اسياع)

= ( تردد (

رابطه تردد و سرعت

رابطه بين تردد و سرعت(3)

   S-(  )                    

مشتق رابطه تردد و چگالي

=  F=                  

  در چگالي نصف چگالي ماكزيمم تردد ماكزيمم اتفاق مي افتد D=                            

 

مشتق رابطه تردد و سرعت

=Dj=                              

D=                               

            Qmax=

مثال:در جاده اي خارج شهري طول دو كيلومتر از مسير جهت مشخص كردن وضعيت ترافيك مورد مطالعه قرار گرفت كه در اين طول 120 ماشين شمارش شد. در حالي كه حداكثر سرعت 110Km/h و ( در حالت توقف تمام وسايل نقليه در طول مسير 1400 km/h اتومبيل قرار مي گيرند) تردد وسايل نقليه در مقطعي از مسير را بدست آوريد؟

ب: تردد max را محاسبه نماييد.

L=2000m        D=                         

DJ=

)D

 

Q=                   

Qmax=                   

=Q=110×60=(                          روش دوم

نمودار اساس ترافيك: نموداري است كه ميزان با باده هاي مختلف متفاوت است با استفاده از اين نمودار مي توان ارتباط بين تردد و چگالي و همچنين تردد max، سرعت هاي لحظه اي، سرعت آزاد و از اين جمله را بدست آوريم.                                                                                          Q

                                                                               Q (max)                          

 

 

 


             D           DJ                                       DJ    

 

خطي كه در ابتداي نمودار بر سهمي مماس مي شود نشاندهنده حالتي است كه پس از چگالي صفر اتفاق مي افتد و اولين وسيله نقليه وارد جاده مي شود.در واقع چگالي صفر منحصراً نشاندهنده بسته بودن جاده و سپس باز شدن آن نيست و بستگي به محدوده مطالعاتي ترافيك در جاده دارد. 

خطوط ستاره دار در شكل: اين خطوط نشاندهنده سرعت ميانگين لحظه اي وسايل نقليه در جاده مي باشد.

مثال: نمودار اساس ترافيك جاده اي به شكل زير است. زماني كه در جاده چگالي 95=D اتفاق مي افتد تردد و سرعت وسايل نقليه را مشخص نمايي.

 

 

                      

   =122                       

 

2239=                  

4×2239=244

Vf =                           

                                  سرعت

Q=  )D2   

Q=36/7×(95)(                

 تردد=Q

Vs= =              

 

 

ظرفيت در جاده ها: در طراحي جاده ها دو عامل * و ظرفيت نقش تخمين كننده را دارا مي باشد.

انواع جاده هاي شهري : 4 نوع اند:

1 – جاده هاي توزيع كننده اصلي

2 – جاده هاي توزيع كننده ناحيه اي

3 – جاده هاي توزيع كننده محلي

4 – جاده هاي اتصالي

1 - جاده هاي توزيع كننده اصلي: آزاد راه ها و بزرگ راه ها جزء اين دسته از جاده ها طبقه بندي مي شوند. در اينگونه جاده ها تقاطع همسطح وجود ندارد يا اگر هم باشد به ندرت اتفاق مي افتد. اين جاده ها در واقع نقش شريان اصلي شهر را ايفا  مي كنند. مناطق مسكوني، تجاري يا صنعتي از طريق اين جاده ها به يكديگر متصل مي شوند. كمربندي هاي هر شهر جزء جاده هاي توزيع كننده اصلي محسوب مي شوند.

2 - جاده هاي توزيع كننده ناحيه اي: اين جاده ها تنها مسير هايي هستند كه منتهي به جاده هاي اصلي مي باشند. در واقع نقش اتصال جاده هاي اصلي به مناطق تجاري، مسكوني و صنعتي را دارند عموماً داراي چهار خط (لاين) و دو مسير رفت و برگشت مي باشند كه عرض هر كدام از خطوط 3/6m است.

3 - جاده هاي توزيع كننده محلي: اين جاده ها ارتباط بين جاده هاي توزيع كننده ناحيه اي با يكديگر را بر عهده دارد. داراي دو خط رفت و برگشت و عرض هر خط 3/6m است در صورتي كه وسايل نقليه سنگين باشد و از اين مسيرها استفاده كنند عرض هر خطي 4m افزايش مي يابد.

 

4 - جاده هاي اتصالي: اين جاده ها براي تشكيل شبكه هاي داخلي مناطق مسكوني، تجاري و يا صنعتي استفاده مي شود ممكن است اينگونه جاده ها بن بست باشد اهميتي ندارند در اين موارد در انتهاي جاده فضايي براي دور زدن وسايل نقليه در نظر گرفته مي شود. جاده هاي اتصالي دو لاين 3m براي اينگونه جاده ها معمولاً استفاده مي شود.

ظرفيت جاده: جاده هاي داخل شهر در مقايسه با جاده ها مشابه هندسي خارج شهر داراي ظرفيت كمتري مي باشد كه از مهمترين علل آن وجود تقاطع هاي همسطح در جاده هاي داخل شهري مي باشد از ديگر عوامل ايجاد ترافيك در جاده هاي داخل شهر گذر عابران پياده از عرض جاده ها است. در در اين گونه موارد پيشنهاد مي شود كه *** گونه اي طراحي گردد كه در تمام پايين طول مسير آن منظره قابل روئت باشد

عوامل مؤثر در طرح هندسي راهها: به  غير از عواملي همچون سرعت ، شيب يا قوس ها عوامل ديگري بر طرح هندسي راه تأثير دارد مثلاً  چنانچه در شهر مكاني وجود دارد كه مناظر زيبايي دارد يا ساختمان زياد و معروفي وجود دارد و يا در مناطق مراكز تجاري بدليلي رفت و آمد زياد عابرين پياده بايد تدابير خاصي لحاظ شود. مثلاً تفكيك ترافيك كه عبارت است از جدا كردن وسايل نقليه مشابه در دسته هاي مختلف كه براي انجام اين فرآيند مسيرهاي خاصي در اين مناطق تعبيه مي شود.(مثل خطوط BRT تهران).

نكته: تغييرات كوچك و پياپي در طول مسير باعث خستگي مسافرين و رانندگان مي شود كه طرح هندسي بايد بگونه اي صورت گيرد كه از بروز اين اتفاق جلوگري شود.

تقاطع هاي غير همسطح يا نا همتراز: اينگونه تقاطع ها عموماً به دو صورت جاده هاي زير گذر و يا پلهاي روگذر ساخته مي شود كه هر كدام معايب و مزيت هايي دارند.

احداث جاده هاي زير گذر اين اين مزيت را دارد كه به چهره شهر لطمه اي وارد نمي شود يا به عبارت ديگر در برابر مناظر طبيعي ما نعي اي ايجاد نخواهيم كرد و همچنين اتومبيل هايي كه از اين مسيرها استفاده مي كند در هنگام وارد شدن به جاده اصلي بدليل طي كردن شيب سر بالايي سرعت كنترل شده اي خواهند داشت و ديگر نياز به استفاده از تدابير خاص نيست و از معايب اين روش هزينه بالاي آن و مشكلات فني احتمالي مي باشد. مثلاً در مناطقي كه تراز آب زيرزميني بالا باشد و يا براي جمع آوري آبهاي سطحي دچار مشكل باشيم در هر صورت طبق آيين نامه راه ايران سطح تمام شده جاده زير گذر حداقل 6M پايين تر از سطح زمين بايد باشد.

محدوده سرعت طرح در جاده هاي داخل شهري:

 

80 الي 90

در جاده هاي اصلي

60 الي 70

در جاده هاي محلي

50 الي 60

در جاده هاي اتصالي

30 الي 40

 

 

 

 

 

شيب جاده هاي داخل شهر: شيب بزرگ راهها و يا آزاد راه هاي داخل شهر حداكثر 4% مي تواند باشد به استثناي مواردي كه شهر در كوهستان يا بر روي دامنه كوه احداث شده است. كه اين مقدار مي تواند به 5% افزايش يابد. ولي در جاده هاي ديگر (محلي، اتصالي، ناحيه اي) اين درصد با توجه به وضعيت توبوگرافي شهري مي تواند بيشتر باشد در هر صورت با درصد شيبهاي متفاوت بايد طول بحراني رعايت گردد طول بحراني در واقع عبارت است از مسافتي كه وسيله نقليه با درصد شيب معين مسير بدون مشكل و يا افزايش ترافيك مي تواند طي كند.

 

                               شيب درصد                       طول بحراني متر

                             3                                          500

                             4                                          250

                             5                                          230

                             6                                          200

                             7                                          170

 

در اينگونه مسير عابران جلوگيري از ايجاد ترافيك سنگين مي توان بنا به ضرورت خطوط ويژه اتومبيل هاي تندرو يا سنگين احداث كرد.

ميانگاه ها: در جاده هاي اصلي كه در هر طرف رفت و برگشت بيش از 2 لاين وجود داشته باشد با ايجاد مسيري در امتداد طول جاده و بين مسير رفت و برگشت احداث نماييم مزيت احداث چنين مسيرهايي ايمني و زيبايي بيشتر جاده مي باشد. چنانچه امكان آن وجود داشته باشد كه عرض ميانگاه حداقل مورد نياز عبور وسايل نقليه را داشته باشد مي توان از ميانگاه در مواقع خرابي جاده و يا موارد استثنايي ترافيك سنگين و يا تصادف وسايل نقليه را از اين مسير به طرف مقصد هدايت كرد.

پهلوگاه ها: در جاده هاي اصلي براي كاهش بار ترافيك و يا افزايش ايمني آنها از مسيرهايي در حاشيه جاده براي توقف وسايل نقليه سواري و يا ايستگاه هاي اتوبوسي بنام پهلوگاه تعبه مي شود. با احداث پهلوگاه ها وسايل نقليه موجود در جاده اصلي بدون مشكل و با سرعت اوليه به حركت خود ادامه مي دهند به اين ترتيب ظرفيت جاده افزايش مي يابد.( از بار ترافيكي كاسته مي شود) چنانچه اين پهلوگاه ها براي استگاه اتوبوس ساخته شوند طول حداقل 30 متر و عرض 3m3cm بايد رعايت گردد.

 در مواردي كه به دليل وجود بافت قديمي شهر نتوان عرض مورد نظر را تأمين كرد مي توان آن را 2/5m كاهش داد و زماني كه از پهلوگاه جهت ايستگاه اتوبوس و ايستادن موقت وسايل نقليه براي بازديد فني يا پرسيدن مسير استفاده شود طول پهلو گاه بايد حداقل 50m و عرض 3/5m را داشته باشد.

نكته: احداث پهلوگاه در نزديكي تقاطع و يا قوس ها مشكل فني دارد كه بدليل كاهش ديد وسايل نقليه در اين موارد مي باشد.

تقاطع ها: از معهمترين دلايل ايجاد ترافيك و كاهش ايمني جاده هاي شهري مي باشد. ظرفيت شبكه ترافيكي شهر بستگي به ظرفيت تقاطع ها دارد. در واقع هر چه ظرفيت تقاطع بيشتر باشد ظرفيت راههاي شبكه شهري بيشتر است. در تقاطع ها عامل تأثير گذار تعداد وسايل نقليه اي است كه گردش به چب دارند. تقاطع ها به دو صورت دسته همسطح و يا نا هم سطح تقسيم بندي مي شوند. فاصله بين تقاطع هاي همسطح با توجه به جدول زير بايد رعايت شود.

اتوبانهاي شهري

55 متر

جاده هاي توزيع كننده

270 متر

جاده هاي ناحيه اي

210 متر

جاده هاي اتصالي

90 متر

      

 

 

 

 

دسته بندي تقاطع هاي هم سطح:

انواع دسته بندي تقاطع هاي هم سطح: تقاطع هايي كه بدون چراغ راهنمايي كنترل مي شود. اين مورد بيشتر در محل اتصال جاده هاي فرعي به اصلي اتفاق مي افتد كه در اين نوع تقاطع ها حق تقدم با اتومبيلي است كه در خيابان اصلي در حركت است. در اين موارد حداقل فضاي ديدي بايد رعايت شود كه عبارت است از حداقل ارتفاع ديد 5cm10 مي باشد.

مقدار زاويه ديد توسط پارامترهاي y,x مشخص مي شود كه y در واقع فاصله مركز (محور) خيابان فرعي در امتداد جاده اصلي براي ديد مي باشد و x فاصله نصف عرض جاده اصلي است.

                                                                

 

 


                                                            x          y

 

 

 

نوع جاده

سرعت مجاز

Y حداقل مسافت * cm

جاده اصلي

80-85     65-60

150   120

جاده ناحيه اي و محلي

5

90

جاده اتصالي

40

60

 

 

 

 

شعاع گردش

براي گردش اتومبيل ها در تقاطع ها بايد از قوسهايي استفاده شود كه عبارتند از قوسهاي ساده و مركب از لحاظ ايمني قوسهاي مركب در جاده ها بهتر عمل مي كنند. حداقل شعاع گردش به طور معمول 11m است مه مسلماً براي وسايل نقليه سنگين اين مقدار افزايش خواهد داشت هر چه شعاع گردش جاده بيشتر باشد ايمني و ظزرفيت جاده افزايش مي يابد.

چراغ راهنمايي براي افزايش ايمني در تقاطع ها و كاهش زمان تأخير در آنها استفاده مي شود. با توجه به اين موضوع كه استفاده از چراغ راهنمايي خود باعث ايجاد تأخيري در تردد مي شود ولي در جمع بندي نسبت به تقاطع هاي بدون چراغ تأخير كمتري صورت مي گيرد.

كنترل منطقه ترافيك: اين روش عبارت است از وصل بودن چراغ هاي راهنمايي يك منطقه به شبكه واحد كه كنترل زمانهاي سبز، زرد و يا قرمز توسط كامپيوتري در مزكز كنترل ترافيك صورت مي گيرد كه اين روش نياز به مطالعات وسيع تجهيزات پيشرفته و نيروي متخصص دارد.

پي آيي چراغ راهنمايي: همان رنگهاي سبز، قرمز و زرد در چراغ راهنمايي مي باشد كه هر بار تغيير اين سه رنگ يك چرخه راهنمايي را تشكيل مي دهد.

فاز: عبارت است از مسيرهايي كه به طور همزمان يك رنگ چراغ را نشان مي دهند(همه قرمز و يا سبز مي باشد).

زمان بين دو سبز: همان زماني است كه از انتهاي زمان سبز تا ابتداي زمان سبز بعدي را تشكيل مي دهد. زمان تمام قرمز زماني است كه تمام مسيرهاي منتهي به يك تقاطع چراغ قرمز را نشان مي دهند. زماني اين اتفاق مي افتد كه پياده ها عرض خيابان شلوغ را مي خواهند طي كنند.

انواع چراغ راهنمايي

1 – با زمان ثابت

2 – با زمان نيمه متغير

3 – با زمان متغير

4 – چراغ پياده

1 چراغ راهنمايي با زمان ثابت: اكثر چراغهايي راهنمايي موجود در كشور را تشكيل مي دهد. عملكرد اين چراغ ها و يا زمان هر كدام از رنگها ثابت و با توجه به ترافيك ثابت طرح تنظيم مي شود. بديهي است كه در بعضي از ساعات شبانه روز بدليل تردد كم عملكرد اين چراغ ها بيهوده و خود باعث تأخير بيشتر مي گردد.(مثل ساعتهاي نيمه شب) كنترل زمان اين چراغ ها به صورت دستي و توسط پليش راهنمايي صورت مي گيرد در واقع در ساعات ابتداي نيمه شب اين چراغ ها به صورت چراغ چشمك زن در مي آيند و نقش چراغ احتياط را ايفا مي كنند.

2-      چراغ هاي راهنمايي نيمه متغير: اين چراغ ها كه مورد استفاده كمتري نسبت به ساير چراغ ها دارند در تقاطع هاي فرعي و اصلي كه تردد در مسير فرعي بسيار كم است كار گذاشته مي شود. عملكرد اين دستگاه به اين صورت است كه در بيشتر زمانها به رنگ سبز مي باشد كه در واقع تردد در مسير اصلي برقرار مي باشد و چنانچه اتومبيلي در مسير فرعي از روي شاخص كار گذاشه شده عبور كند رنگ اين چراغ قرمز خواهد شد.

3-     چراغ هاي متغير: اين نوع چراغ ها همانند چراغهاي نيمه متغير مجهز به شاخص مي باشند كه با توجه به عبور وسايل نقليه از روي شاخص زمان هر كدام از رنگها تغيير مي كند.

1 ) حداقل زمان براي چراغ هاي با زمان متغير: در اينگونه تجهيزات جهت تنظيم محدوده اي وجود دارد كه در واقع اين زمان به عرض جاده و سرعت متوسط اتومبيل ها در گذر از تقاطع بستگي دارد.

2 )تمديد سبز: اين پارامتر به اتومبيل هايي كه در انتهاي زمان سبز مي خواهند از تقاطع بگذرند فرصت دوباره مي دهد اين مدت تمديد در دستگاه هاي مختلف به تعداد مشخص صورت مي گيرد.

حداكثر زمان سبز: مدت زماني است كه با سبز بودن چراغ راهنمايي و تمديد سبز آن تأخيري در تردد وسايل نقليه فاز بعدي صورت نمي گيرد.

چراغ پياده: اين نوع چراغ ها داراي دو رنگ سبز و قرمز مي باشد. در تقاطع هايي كه تردد كم و ميزان گردش به چب آنها نيز كم باشد. معمولاً از اين چراغها استفاده نمي شود چرا كه علت استفاده از اين دستگاه ايجاد و ايمني كافي براي عبور عابران پياده مي باشد. به غير از تقاطع ها در محلهايي بين دو تقاطع متوالي و به علت گذر نسبتاً زياد عابران پياده ممكن است از چراغ عابر پياده استفاده شود عملكرد اين دستگاه با آنچه در تقاطع ها نصب مي شود متفاوت است .

چراغ  پياده در تقاطع در زمان مشخص و بين فازهاي چراغ راهنمايي به عابران اجازه عبور مي دهد ولي اين دستگاه در مكانهاي غير تقاطع مجهز به دكمه اي مي باشد كه توسط عابرين فشار داده مي شود و پس از مدت معين و ثابت چراغ پياده سبز مي شود. در روشهاي پيشرفته تر از درگاه هايي با چشمي هاي ليزري استفاده مي شود. بدين ترتيب كه با عبور عابر از اين درگاه اشعه قطع شده و چراغ نيز سبز مي شود.

تركيب ترافيك: آنچه مسلم است وسايل نقليه مختلف اثرهاي متفاومتي بر وضعيت ترافيك در يك تقاطع مي گذراند. به عنوان مثال يك كاميون** بيشتري براي عبور از تقاطع و يا گردش به چب نيست يك اتومبيل سواري نياز دارد. به همين دليل در ترافيك از واحدي بنام P.C.U استفاده مي شود. در واقع يك P.C.U معادل يك اتومبيل سواري انتخاب شده است و براي ساير وسايل نقليه اين ضريب به صورت جدول زير تعيين شده است.

 

P.C.U

يك اتوبوس

3/5-2/5

يك كاميون

3-1/75

يك وانت

1/5-1

يك موتور سيكلت

0/4-0/25

دوچرخه

0/25-0/2

 

وسايل نقليه اي كه در يك تقاطع گردش به چب دارند اثر بيشتري در بار ترافيك بجاي مي گذرانند كه براي منظور كردن اين اثر تعداد P.C.U وسايل نقليه گردنده به چب در 75/1ضرب مي شود تردد اشباع در مسيرهايي با عرض بين دو عدد 5/5 و 18 متر از رابطه زير بدست مي آيد.

تردد اشباع: براي مشخص كردن تردد در يك تقاطع پارامتر تأثير گذار تردد اشباع در مسيرهاي منتهي به آن تقاطع مي باشد كه تردد اشباع عبارت است از تعداد وسايل نقليه گذرنده از يك خط توقف در مدت زمان يك ساعت و به طور مداوم يا متوالي و بدون احتساب زمان قرمز.

تردد اشباع در مسيرهايي با عرض بين دو عدد 5/5 و 18 متر از رابطه زير بدست مي آيد:

5/5

                                                                                                    

تردد ااشباع در مسيرهايي با عرض كمتر از 5/5 متر از جدول زير بدست مي آيد:

عرض 3/00

3/4

3/65

4

4/60

5/2

تردداشباع1850 

1875

1900

1950

2250

2700

 

به ازاء هر يك درصد شيب در مسير منتهي به تقاطع و در فاصله بين خط توقف و 63 متري آن 3 درصد بر تردد اشباع اضافه و يا كم مي كنيم در صورتي كه شيب سرازيري باشد اضافه و شيب جاده سر بالايي باشد از تردد كم مي شود.

مثال: مسيري در  جاده ي منتهي به تقاطع داراي عرض 20/7 و داراي شيب 4 درصد سرازيري در نزديكي تقاطع است. گردش به چب داراي خط مخصوص نمي باشد( از همان لاين مستقيم استفاده مي شود) تردد اشباع را بدست آوريد.

W=7/20

S=7/2×550=

3×4=12%            3960×1/12=4435/2

= 4435/2×1/75=7761/6                                 گردش به چب

W=(5/5-                                        

                ************

يكي ديگر از عوامل مؤثر در افزايش بار ترافيك در توقف وسايل نقليه در نزديكي تقاطع هاي مي باشد در واقع بايد فاصله مشخص براي احداث توقف گاه ها از تقاطع در نظر گرفت تا بر جريان ترافيك از منفي گذاشته نشود در اثر توقف وسايل نقليه از ميزان عرض مؤثر تقاطع كاسته مي شود كه اين كاهش با استفاده از رابطه بالا بدست مي آيد.

Z: فاصله از خط توقف تقاطع به متر

K: زمان سبز به ثانيه

نكته: چنانچه براي گردش به چجب از خط يا خطوط مخصوصي استفاده شود تردد اشباع از روابط زير بدست مي آيد:

s=                   براي يك خط مخصوص

R: شعاع قوس گردش به چب به متر

 S=                 تردد اشباع

***********

                     زمان تلف شده انتهايي+ تآخير شروع= L زمان تلف شده

K+a=G+L                      رابطه شماره (1)

زمان سبز واقعي در واقع همان مدت زماني است كه چراغ راهنمايي سبز است ولي زمان سبز مؤثر  زماني است كه اتومبيل ها بعد از سبز شدن چراغ تا قرمز شدن بعدي با در نظر گرفتن زمان تأخير از تقاطع مي گذرند.

تأخير شروع: مدت زماني است كه پس از سبز شدن چراغ ترافيك نياز دارد تا سرعت وسايل نقليه از صفر به حد نرمال برسد.

زمان تلف شده انتهايي: پس از زرد شدن چراغ وسايل نقليه از سرعت خود مي كاهند تا به سرعت صفر در زمان قرمز شدن چراغ برسند.

 

زمان تلف شده كلي: در برخي از تقاطع ها جهت عبور عابرين پياده بين فازها زمان تمام قرمز محاسبه شده است در اين حالت تأخير كلي از رابطه زير بدست مي آيد:

                            تأخير كلي

L: تعداد فازها

I: زمان بين دو سبز

a: زمان زدر

nL: زمان تلف شده

مدت چرخه: مدت زماني است كه از شروع سبز يك فاز تا شروع مجدد سبز همان فاز وجود دارد.( مدت چرخه براي يك فاز تعريف مي شود) مدت چرخه به عواملي نظير تعداد فازها ، بار ترافيكي مسيرها و زمان تمام قرمز بستگي دارد. سنگيني ترافيك(Y) عبارت است از تقسيم تردد موجود بر تردد اشباع.

                                  مدت چرخه

Y: مجموع سنگيني ترافيك در مسيرهاي فازها.(فاز: مسيرهايي كه در زمان واحد چراغهاي يكساني دارند)

Y=

Y برابر است با   ← در هر مسير فاز

                                                                                        

 

مثال: مشخصات ترافيك در چهار راهي مطابق جدول زير مي باشد در صورتي كه زمان بين دو سبز 8s زمان زرد 3s و زمان تلف شده 2s باشد مطلوب است اندازه مدت چرخه و مدت سبز هر فاز.

مسير

تردد

تردد اشباع

سنگيني ترافيك

شمالي. جنوبي

500

1500

جنوبي.شمالي

400

1200

0/33

شرقي.غربي

300

1200

غربي.شرقي

250

1250

0/2

 

 

 

 

 

 

                                            Y: جمع ماكزيمم سنگيني ترافيك دو فاز

 

 


                                                                                        

 

 

 

 

L=2(8-3)+2×2=14                                          زمان تلف شده كلي

 

 

Y=                

C0=                                             

 Gt=(C0-L/)                                                                                                            زمان سبز مؤثر

        Gt=62-14=48sec                                                                                               

gi (e0-L)           

gi =                                 

gi =           

                      زمان سبز واقعي

K1=27+2-3=26sec                                                                                          

K2=21+2-3+20 sec                                                                                         

مثال: وضعيت ترافيك تقاطعي در ساعت طرح به شرح جدول زير است مطلوب است محاسبه زمان چرخه و زمان بندي چراغ راهنمايي براي اين تقاطع در صورتي كه زمان بين دو سبز 5s، تأخير شروع و انتها 2s زمان زرد 3s، و شعاع گردش به چب 30m در نظر گرفته شده باشد. گردش به چب داراي يك خط مخصوص به عرض 3/65m است اثر ترافيك اتوبوس 2/5pcu كاميون 2pcu و موتور سيكلت 0/3pcu در نظر گرفته شده است.

****************

 

 

مسير اتومبيل

كاميون

موتورسيكلت

اتوبوس

عرض مسير

شمالي .جنوبي مستقيم و گردش به راست 252

86

40

20

7/20

شمالي .جنوبي گردش به چب 48

12

28

10

7/20

جنوبي .شمالي مستقيم و گردش به راست  398

68

16

6

7/20

جنوبي .شمالي مستقيم گردش به چب 35

44

32

-

7/20

شرقي.غربي مستقيم و گردش به راست 37

68

48

16

3/65

شرقي.غربي گردش به چب 270

28

50

12

3/65

غربي.شرقي مستقيم و راست 35

75

60

10

3/65

غربي .شرقي به چب

30

36

-

3/65

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                     

 

 525+(86×2)+(40×0/3)+(20×2/5)=795                                                            براي مسير اول

                رديف 2

               =553/8                                                                                                         رديف 3

               132/6رديف4

  560/4                      رديف 5

371رديف 6

443رديف 7

325/8رديف 8

مسير

تردد

تردد اشباع

سنگيني ترافيك

 

فاز 1 شمالي.جنوبي (تمام جهات)

864

3960(فرمول)

0/22

فاز1 شمالي.جنوبي(تمام جهات)

686/4

3960(فرمول)

0/17

فاز 2 شرقي و غربي مستقيم و گردش به راست

560/4

1900 از جدول

0/29

فاز 2شرقي و غربي مستقيم گردش به چب

371

3/17

0/22

فاز 2 غربي و شرقي مستقيم و گردش به راست

443

1900(از جدول)

0/23

فاز 3 غربي و شرقي مستقيم گردش به چب

325/8

3/17

0/19

 

Y=                 

C0                    

L/=3(5-3)+(3×2)=